شهوت بهاری شهر

1. سرما تمامی ندارد پس خوشبختی من هم بی انتهاست. من دوست دارم به جای پوسیدن در جنگلهای استوایی، در همین حوالی یخ بزنم و دستهای آن زن قطبی از جسد پاکم عبور کنند. راستش دیر آمده ام به مناطق سردسیر با شبهای رنگارنگ، دیر رسیده ام به دسترسی نامحدود به انحنای زنانه خیابانهای این شهر، پیشتر زنان قطبی کوچ کرده بودند و تن یخ زده من بی عبور دستان زن بر جا مانده.
پدران این فرانسوی ها پدران آن زنان قطبی را کشتند و با مادرانشان همبستر شدند، فرانسه جدید پیش چشمان زن قطبی چنین برآمد. در انحنای شهوانی خیابان کوهستان آنگاه که به کشاله خیابان سنت کاترین می پیوندد، پیکر برهنه مادرش بر زمین یخ زده کشید و گام های من بر خون منجمد مدفون پدرش فرود آمد. 
سرما که تمام شود، خونابه بر سنگفرش سنت کاترین روان می شود و به جای زن قطبی، زنان فرانسه نوین همبستر رویا می شوند. 
2. حواسم هست، حتما صورتم باز باشد وقتی این بادهای وحشی شمالی کلاه بر سر و سیمای این مردم می کشد. دوست دارم سرما روی صورتم لیز بخورد و چنگ بزند، این مجازات لذت بخش من است که از بسترت خاستم و تنت را لرزان و خواهان رها کردم تا تاریکی در برش گیرد. من یک کلاغ نیستم که هزار کلاغم و تو آن طعمه شامگاهی هستی، در فراسوی این منظره موسیقی هراسناکی است ...
/ 20 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منیر

الان هنوز اون جا سردتر از اینه که عید رو باور کنید نه ؟ اما عیده ! عیدت مبارک فرزند عزیز [گل][ماچ]

مرجان

بی نام عزیز سلام سال نو خورشیدی رو به تو و همراهان عزیزت تبریک می گم و برای تو در سال جدید آرزوهای خوب دارم. امیدوارم هر کجا که هستی شاد باشی دوست من[لبخند][گل]

زنبور

سلام سال نو مبارک سال خوب و شادی سرشار از سلامتی برایتان آرزومندم

بهزاد

چه طوری عموی خودم.. میبینم که نوشته هات همونه، فقط لوکیشن هات عوض شده ن... خوش باشی تو هر لوکیشنی و هر سکانسی که هستی...

sobhi

سلام عطرباران از اغما بازگشته است.

ماهبان

سال نو مبارک رفیق... چه شاعرانه نوشته بودی... حس خوبی بهم داد [لبخند]

ماهی

کاش قبل از رسیدن بهار این تصویر زیبا را ثبت می‌کردی با رنگ‌های سفید و سورمه‌ایی و گاهی آبی بر روی زمینه‌ی سیاه شبی سرد.