حالت خوشه؟!

فرض بگیریم در یک سیاره در صدها سال نوری خارج از منظومه شمسی، در اثر پدیده های فیزیکی و شیمیایی در طول چندین سال از پاره ای مولکولهای مرکب، پروتئین و سپس حیات گیاهی، جانوری و نهایتاً هوش به وجود آمده باشد. برای سهولت فرض کنیم نام موجودِ حاملِ هوشِ تکامل یافته، انسان باشد. بر اثر غرایز و رانه های روانیِ انسان بدوی، نوعی زندگی جمعی به نام مثلن تمدن شکل گرفته باشد. نهایتن این موجود بر اثر بر همکنش رانه های عشق و مرگ که مثلن آدمی به نام فرموند زگوید آن را کشف کرده، نوعی از زیست در جهان (با بودن در جهان هایدگر خودمان اشتباه نشود) به صورت تقسیم بندی های گروهی مبتنی بر موقعیت جغرافیایی، رنگ پوست و نوع گویش شکل گرفته باشد. طبیعتاً گروههای مختلف در راستای گسترش خصوصیات روانی فردی به جامعه انسانی روابطی مبتنی بر عشق (صلح) و مرگ (جنگ) با یکدیگر برقرار خواهند کرد. در نهایت فرض کنیم در مقطعی از تاریخ کشوری (کشور: یک گروه مشترک از انسانها که قوانین و رفتارهای مشابه دارند و در مقابل کشورهای دیگر موجودیت می یابند) مثلن به نام "جمپوری آریایی-بودایی رانی" (و نه جمهوری اسلامی ایران) که به نام "خسته لند" معروف است دچار تضاد منافعی با "کمالات متعدده کریما" (و نه ایالات متحده آمریکا) معروف به "گنده لند" باشد و چون گنده لند، گنده است و خسته لند، خسته. خسته لند خیلی زورش به گنده لند نرسد ولی در مقابل کمی سر و صدا و کولی بازی و پررو بازی و بقیه سیاستهای مبتنی بر ظرفیت را اجرا کند. با در نظر گرفتن همه این فرض ها به گزارشهای زیر توجه کنید که توسط ماهواره امید 1984 ای مخابره شده است که به کره مریخ فرستاده شده بود ولی به دلیل عددسازی مهندس ناظر و محققان مربوطه از منظومه شمسی خارج شد:

1: دیروز در کشور خسته لند، مردمان به صورت کمی معترض، کمی خسته، کمی ناامید از فرسایش اخلاقی، اقتصادی ناشی از تسلط گروهی خاص بر اوضاع و احوال جاریشان، به وسیله نوعی انتخابات بنفش دست آوردهایی به دست آورده اند و حالا در خیابانها نوع خاصی از گگنوم استایل را اجرا می کنند که ظاهرن کمی هم ناهنجار است ولی نیروهای محترم حافظ امنیت دارند مماشات می کنند. به هر حال مردم خسته لند خوشحالند.

2: دیروز رییس جمهور گنده لند، حکم نوعی دعوا (که در زبان حقوقی این سیاره تحریم خوانده می شود) را ابلاغ کرد.

3: کشورهای دیگری هم هستند با نامهای کُرتیه، صِمر، جمهوری خون آلود سغریه که صداهایی از آن می رسد.

4: یک هویت بی نام در خیابان ولیعصر بالا می رود که یک دختر فال فروش دستش را می گیرد که عمو دستمال کاغذی بخر که تویش فال هم هست. هویت بی نام می گوید عمو من دستمال کاغذی لازم ندارم اما اگر یدونه بوس کنی برات یه دونه رانی میخرم. دختر بچه فال فروش می گوید پس بذار از مامانم اجازه بگیرم. هویت بی نام می ایستد تا دختر فال فروش اجازه اش را بگیرد. هویت بی نام (که الان با نام عمو هویت گرفته است) وارد مذاکره با دختر فال/دستمال کاغذی فروش می شود. عمو اگه یه دونه دستمال کاغذی بدی برات دو تا رانی میخرم که یکیشم بدی به مامانت (توی دلش می گوید مامان عوضیت). میگه عمو نمی ذاره آخه. عمو می گوید باشه چون دختر خوبی هستی دو تا میخرم ولی باید دو تا بوس بدهی. . دختر فال/دستمال کاغذی فروش راضی می شود. بعد از اینکه دو تا رانی به دختر فال فروش می دهد و دو تا بوس آبدار از لپش می کند سرش را می اندازد پایین و به سمت شرکت می رود که دختر فال فروش دنبال عمو می دود و یک دستمال کاغذی به او می دهد. عمو غمگین می شود کمی و به حاکمان گنده لند و خسته لند در دلش فحش می دهد و به خودش هم همینطور.

پی نوشت: پول دادن به کودکان خیابانی رونق بخشیدن به این شغل است ...

/ 37 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مایا

آقا این چه وضعیه؟چرا مردم رو گمراه می کنی؟ تشویش اذهان عمومی می کنی چرا؟ هان؟ بزن این پروفایلت را درست کن دیگر ای بابـــــــــــا....

کدبانو

سلام منو از پایتخت خسته لند پذیرا باش بی نام جان درگیر مدرسه ی وروجکم و یه خورده هم از فضا و مکان جدید ترسیدم ولی دارم باهاش کنار میام [ناراحت][گریه][گریه] خوبی تو؟[چشمک]

یعقوب جان

یعنی ما الان تو خسته لندیم ؟ مگه سگ لند نبود چند وقت پیش؟

برف زمستاني

ماركوپلوي ما اينبار كجاست؟ خوش باشي هميشه

میس راوی

آخه چه کاریه، همین یه نسخه‌ای که از خسته لند موجوده بس نیس باز اون همه ترکیبات و تلفیقات شکل بگیره که چی؟ مگه مردم وقتشون رو از سره راه آوردن؟ یا میخواستی اینجوری بگی ک کسی شک نکنه؟ :دی

یکی

بسیار جای خوشحالی دارد که رفتارتان با کودکان از دار زدن روی درختان خیابان ولی عصر به چنین چیز خوشایندی دگرگون شده است همینجوری یهویی...[اوه][دست]

بارمان

1_خرگوش سفید مال ماتریکسه/ولی پلی بوی هم خووبه!! اصن خفنه! 2_برای تو نمی گم!! / اصن یه وضی!! 3_چت مگه بده!؟

یکی

نه لازم نیست... شما همینجوری مهربونانه ادامه بدید... حالا چرا ورسک؟

درخت ابدی

خوشم میاد که وقتی تخیلی هم برخورد می‌کنی، خیالاتت سر جاشه. نظامت ضدآرمان‌شهریه.

میله بدون پرچم

سلام هوووم... عالی بود. منم فحش می دادم منتها این فحش ها در فضایی پر ابهام معلق می ماند و شاید هم هیچگاه به مقصدش نمی رسید! فحش های خسته لندی ها هم مثل خودشون خسته است...