اسفنديار

مرد جوان سياهپوش با عينک آفتابي ,کوله ای بر دوش از سمت ميدان فردوسي به طرف انقلاب مي رود.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

آقای دستان با صاحب کتابفروشي صحبت مي کند.

 

مرد با کوله و عينک آفتابي از چهارراه کالج گذشته است و متوجه دو جنسي هايي نيست که روبه روی پارک دانشجو جمع خواهند شد.

 

_« بله جناب , اين عروس ما منيژه يه کتابي نوشته در مورد سرگرداني شعر معاصر , قراره الان برم ببينيمش , ناشر خوب پيدا نکردم ».

 

رودابه پاک نژاد , دختر مهاجر افغان رو به روی دانشگاه تهران ايستاده بود . عينک مشکي دارد و ساعتش را نگاه مي کند. نگران نشان مي داد يا منتظر.

 

_«منيژه , تو اين کتابت در مورد بيژن نجدی  زياد نوشتي . بايد متعادلش کني ».

 

سهراب پيش از اينکه از خانه فرار کند, زيبايي اندام کار خواهد کرد. او خواهد فهميد که نتيجه هوسبازی آقای دستان است با يک زن مهاجر ترک.اما همچنان احساس مي کندکه پدر ظلمي ديرينه بر او روا داشته ,سهراب نمي داند که جای زخم پهلويش از چيست.

 

مرد سياهپوش به انقلاب رسيده است و با دختر افغاني صحبت مي کند.سوار تاکسي خواهند شد وباز به سمت فردوسي خواهند رفت, اما از ميدان مي گذرند و در جايي پياده مي شوند.

 

آقای دستان شخصيتي چند رسانه ايست :منتقد ادبي معروف , ورزشکار , استاد دانشگاه ,  قهرمان فيلمهای به اصطلاح هنری.نيروهايي فوق طبيعي در وجودش هستند.

 

_«منيژه جان من احساس بدی دارم , اين دختره ,دوستت بود,  هم دانشکده ايت چي بود ؟افغانيه ؟ قبلا من ديدمش احساس مي کنم ديدمش ».

 

روی رخت آويز يک خانه قديمي يک کوله پشتي آويزان است و پيراهن و شلوار سياه و همينطور يک مانتو و شلوار سياه و دو عينک آفتابي روی ميز.در اتاق خواب  بسته است اما صدايي خواهد آمد مثل زمزمه , صدای زني:

 

_« عزيزم رخش کجاست »؟

 

مردی عريان از اتاق بيرون مي آيد و کوله پشتي را بر مي دارد ,   يک پر از آن در آورد ه است و آن را آتش خواهد زد

 

ـ«الان دستان پيداش ميشه ».

 

ـ« بيا بريم شمال ».

 

 

دستان در را باز مي کند ,  اما خانه به هم خورده است همه جا پر از پر است.

 

در جاده چالوس اگر آسمان را نگاه مي کردی رد عبور اسبي را مي ديدی که از پي سيمرغي  خواهد رفت.

 

 

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
armin

....................صدايی که شنيدی صدای گوزش مخ من بود به گيرنده های خود دست نزنيد.