فحش دادن دسته جمعی به زندگی و حواشی آن

 

عده ای هستند که تا می بینیشون شروع می کنن از بدبختی ها و مشکلات و بی فرهنگی و بی معرفتی و خباثت بقیه صحبت می کنن. مثل نقاشایی که نمایشگاه گذاشتن و با یه لبخند از بازدید کننده ها استقبال می کنن، اینا هم تو نمایشگاه بدبختیا و بد بیاریهاشون یه چهارپایه گذاشتن و یه گوشه نشستن، همچین غمگین و داغون. تا میبینیشون یه هو خوشحال میشن. یه سلام و علیک زورکی می کنن و تند تند حال و احوال می پرسن که سریع برن سراغ اصل مطلب. توضیحات در مورد آثار. بدشانسی ها و بدبختی ها: "راستی شنیدی چه بلایی سرم اومده؟ گفتم بهت پیتر پولمو خورد؟ فهمیدی اجاره ها چقدر گرون شده؟ بابا هیچ فکر نمی کردم دارو دسته نیویورکیها همشون انقدر آشغال باشن". بعد تک تک میرن توضیحات کافی در مورد آثار بدن. از فریم و فرم کار و تکنیک و محتوا تا ایهام و استعاره های پیدا و پنهان. بیشتر هم به پست مدرن می زنن معمولاً یک ساختار شکنی کلی از وضعیت جامعه و مورد اداری ای که توش گیر کردن ارائه میدن و بعد به عنوان قهرمان بلامنازعه بدبختی روی دماغه کشتی وایمیسن و از وزیدن باد خنک مرطوب روی صورتشون لذت می برن. یه لئوناردویی هم پیدا میشه که ازپشت بغلشون کنه و یه سلین دیونی که تو پس زمینه بخونه... "نی یر، فاااار"... ور اور یو آر"

راستش دیروز داشتم از یه جایی بر می گشتم که گفتم یه سری به یکی از دوستام "هانری کربن" بزنم. یکی که قبلاً شرکتی داشت و خونش تو اقدسیه بود.. الان یه آردی خریده تو شهران تو یه آژانس کار میکنه، خب فقط تصور کنید که چه نمایشگاه با شکوهی می تونه باشه.. خب در مورد آثار ارائه شده توضیحی ارائه نمی دم مفصل بود و آوانگارد.. در عین حال به نظرم جذاب هم می رسید. همینطور که داشت صحبت می کرد احساس کردم یه موجی هم منو برداشت و بلند کرد و تعادلمو بهم زد و شروع کردم به خفه شدن... آب می خوردم و سرفه می کردم و نفسم بالا نمیومد... خلاصه فرآیند آشنای خفه شدن که کسایی که پشمک تو حلقشون پریده باشه می دونن چی می گم داشت انجام می شد... دیگه کار از کار گذشته بود... دست و پا نزدم و اجازه دادم آروم ریه ام از این آب پر شه. در حالیکه توی کوچه پس کوچه های شهران به یه آردی نقره ای با رینگ پهن و لاستیک کاملاً صاف و بدون عاج تکیه زده بودم خفه شدم و مردم.

اما دوباره زنده شدم ... وتا زنده شدم همه چی عوض شد. سرم درد میکرد برای اینکه خودم هم ناله کنم و از زمین و زمان بد بگم. (آخر 1984 یادته... که اشک توی چشای قهرمان رمان جمع شده بود؟!) تا یکی هانری کربن می گفت منم دو تا میذاشتم روش و تحویلش می دادم. خیلی با حال شده بود. ریتم جالبی بود یه دوئت کامل. اصلاً نگاههای عابرا و سوپر مارکتی روبه رو و راننده های نشسته تو اتاق کثیف آژانس رو که اضافه میکردی یه ارکستر کامل میشد یه سمفونی تمام عیار. پنج بتهون. صدای در زدن سرنوشت...شروع کردم از بالا تا پایین زندگی رو فحش دادن... فحشای بد بی ناموسی... آب نکشیده و غیر پاستوریزه... هانری هم که حسابی هیجانزده شده بود عالی همراهی می کرد. رنگینترین فحشا تو نگاه رهگذرا بود و سوپر مارکتیه و راننده های علاف تو آژانس. اگه چهارشنبه 17 خرداد حدود 8 شب حول و حوش میدون شهران بودین حتماً شنیدین صدای این سمفونی رو. گمونم این روزا هر گوشه ای رو ببینین یه کنسرت مجانی تو فضای رو باز هست. ارکسترای مختلف دارن یواش یواش با هم هماهنگ میشن و یه کنداکتور مثل این لوریس چکنواریان خودمون لازمه که بره بالای دماوند و این چوباشو تکون بده. به نظرم کل مملکت دیگه این نتا رو حفظن. هممون با هم بزنیم و بخونیم و فحش بدیم به عمه این زندگی. بعدشم بریم یه به اصطلاح وکیلی پیدا کنیم که اول 1500 دلار بگیره و فابل نامبرمون که اومد 15 دلار دیگه و آخرشم که کارمون درست شد 1500 دلار دیگه که چی؟؟ بریم کانادا.

حالا اگه یه موقعی اونجا هم دلمون گرفت برگردیم یه نگاهی بندازیم به دماوند که حتماً از قسمتای شرقی کبک قابل دیدنه... حالا اگه به علت دوری فاصله چوبای لوریس چکنواریان رو نتونستیم رو قله ببینیم تو یو تیوب حتماً میشه دیدش. هممون با هم بسم الله... شروع کنیم به فحش دادن دسته جمعی به زندگی و حواشی آن.. اگه خوب گوش کنین از سیدنی بگیر بیا مشهد و تهران و تبریز و برو تا نیویوک و تورنتو تا ونکوور صدای ما پیچیده تو فضا ... خفنتر از آرم پپسی روی ماه..

 

/ 4 نظر / 54 بازدید
LK

ehsase maskh shodane hame mardom o daram va khodam ham. hame shekayat mikonan ama in tanha kariye ke baladan khub anjamesh bedan

yara

آره بعضی وقتها ای حال میده فحش دادن به زمین وزمون.بعدشم که دلمون خنک شد آروم مث یه بچه آدم میشینیم و فک ... می کنیم

Rmean

پسسسر! حال کردم واقعا با مطلبت. ارجاعاتت خیلی بانمک بودن . و این که اسم رفیقت هانری کربنه!

2

کشوری که دومین منابع گاز و نفت جهان را دارد کشوری که بهترین فرش جهان را دارد کشوری که بهترین خاویار جهان را صادر میکند کشوری که بهترین پسته جهان را دارد کشوری که یکی از بهترین تولید کنندگان زعفران است کشوری که آثار تاریخی گوناگونی دارد کشوری که با یک ساعت پرواز از -20 درجه زیر صفر و اسکی روی برف به جایی میروی که +35 درجه است و اسکی روی آب کشوری که درآمد زیادی از اماکن دینی دارد کشوری که مرغوب ترین برنج جهان را دارد کشوری که یکی از بهترین چایی های دنیا را دارد کشوری که از منابع طبیعی فراوانی مانند طلا(در اصفهان)معادن مس (درکرمان) جنگل ودریا در (مازندران) و... بهره مند است صاحب کم ارزش ترین پول دنیا است ملتش محتاج 45 هزار تومان یارانه!!!