پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشور شما آسیبی نرسد

فرودگاه تبریز بودم که بعد از 1 ساعت اعلام کردن که پرواز به دلیل شرایط نامساعد جوی کنسله. پرواز بعدی 2 ساعت بعد بود که تصمیم گرفتم ریسک نکنم و با اتوبوس بیام! رفتیم و بلیت اتوبوس ابتیاع نمودیم که دو ساعت بعدش بود که زمان زیادی محسوب میشه برای نشستن رو نیمکته فلزی. یه تاکسی برای شهر گرفتیم و رفتیم با دوستم تو یکی از خیابونای اصلی شهر قدم زدیم که البته برای من نوستالژیک بود ولی چون از نوستالژی خوشم نمیاد رنگ و لعاب نمی دم به این قسمت قضیه. فقط یه چیز جالبی که هست اینه که توی اصلی ترین خیابون تجاری تبریز به اسم شهناز کنار طلا فروشی ها و مغازه های موبایل و کیف و کفش هنوز هم مغازه باقلا فروشی هست که میری میشینی توش و یه پرس باقلا میگیری و همونجا میخوری و آخرش یه کاسه آب باقلا هم بهت میده. بگذریم زمان تموم شد و اومدیم ترمینال دوباره توی سالن انتظار داشت اسامی کاندیداهای احراز صلاحیت شده توسط جوانان شورای نگهبان رو میگفت. آقای تابناک مثل همیشه، آقای شهردار دکتر خلبان بسیجی، آقای فیلسوف مولف کتب دبیرستان و بابای داماد، آقایان اتم باز مذاکره کننده سابق و مذاکره کننده حاضر با کاترین اشتون، آقای وزیر مخابرات سابق، آقای معاون اول سابق اصلاح طلب و آقای دکتر حافظ خون وزیر امور خارجه بیمارستان مسیح دانشوری. 

طبیعتاً حرفی برای گفتن نداشتم همینجوری الکی زنگ زدم به داداشم و بابام که بپرسم واقعن اون دو تا معروفه نیستن! که تلفنشونو جواب ندادن. آخه این دیگه چه کشک شوریه! به نظرم فضای سیاسی یه ملغمه ای از علمی تخیلی های ژول ورن و قلعه حیوانات و 1984 اورول  با مسخ کافکا و تخیلات موراکامی و شیطون بازی فیلمنامه های تارانتینو و رابرت رودریگز شده! جدن انگار وارد عصر پست مدرن شدیم. خداوکیلی اینا فیلم نیست؟

پاسپورتم سر جاشه و دارم تو گوگل مپز نقشه کانادا رو نگاه میکنم. و مثل همیشه حس غربت می گیرتم.

بعدم با دوستام رفتیم کیش! که زناشون رفتن مراکز خرید منطقه آزاد تجاری رو از ورشگستگی نجات دادن، من هم با شوهراشون نشسته بودم تو لابی هتل و چرت میزدم که خوب بود. البته یه شب هم سر مرام و معرفت اجازه دادم زن یکی از دوستان موهامو مدل فشن سیخ سیخی ضایع به قول خودش دیزاین کنه و همونجوری یا قیافه عجق وجق با یقه دکمه باز رفتیم رستوران. البته هر چی اصرار کردن که مارک شورتت پیدا باشه قبول نکردم و تهدیدشون کردم که اگه بیشتر اصرار کنید موهامو شونه میکنم.

من هنوز به درک درستی از این خردادهای عجیب و غریب متوالی نرسیدم. به نظرم میرسه یه کلیپ مریلین منسونه منتها با کارگردانی کوجی زادوری! مثل این فیلمای قدیمیه اروپاییه که شب جمعه ها هنر هفتم میذاشت. این فیلمای پارتیزانی بلوک شرق رو میگم که همش فکر می کردی یه داستان عشقی توش سانسور شده. از بس که توشون دخترای پارتیزان خوشگل بود. تازشم فکر کنم اون موقع ها رییس صدا و سیما یکی از اعضای خانواده هاشمی بود. 

گیج نوشت: خوب من الان چی کار کنم، شوکه شدم بخش سوررئال مخم کار نمیکنه. این چیه نوشتم واقعن؟!

بیکار نوشت: یه مدتیه که کار خاصی ندارم جز دکتر رفتن و آزمایش دادن. منهای پول مفتی که تو هر ویزیت و هر آزمایشگاه میدم چندان ناراضی نیستم.

پی نوشت: چیزی حدود 10 به توان 6 تا فحش آب نکشیده از این نوشته سانسور شد!






/ 38 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
:)maRjAn

اوه اوه دیگه نه در این حد از ما تعریف نکنید خجل میشیم :)

:)maRjAn

چرا کتابخانه ی بابل ؟

:)maRjAn

برا منم خیلی از وب ها بالا نمیاد از جمله وب خودم .. رو اعصابه ..

azadeh

بلاگفا این دو سه روز یه حالی بود با فلاکت بالا میومد واسه همین تعطیل بودم! راستی ممنونم به خاطر تورنت خیلی وقت بود که روانم به خاطر دانلود سگ اندلسی ریخته بود به هم اصلا مگه لینک دانلودش را گیر میاوردم،هر سایتی یک مشکلی داشت الان به لطف تورنت با کیفیت hd داره دانلود میشه سپاس فراوان

azadeh

با احساسات من بازی نکن تو رو خدا والا نوشته بود سگ اندلسی بونوئل hd چند فایل از سگ اندلسی را داشت من این یکی را دارم دانلود می کنم گاف نداده باشم؟!! [تعجب]

azadeh

دقیقا پرسونا واقعا فوق العاده بود حالا یک چیزی بگم حسودیت بشه من پرسونا را تو سینما دیدم[چشمک] وسط فیلم به زحمت خودمو کنترل کردم گریه نکنم تا چند روز مسخ شده بود راستی منظورم این بود که پرسونا را تو تالار هنر اصفهان دیدم:-)

azadeh

نه خیرم خیلی کم سانسور میکردند اعتراف کن که حسودیت شد[ناراحت] اینترنت خونمونه،دانلودش نامحدوده ولی سرعتش مورچه ای اما من جز اون دسته ای هستم که 24 ساعت کامپیوترشون روشنه راستی من آپم!

جلسه رسمیست

راستش دنبال ناشر می گشتم برای چاپ کتاب شعر. خب چشمه که چند تا کتاب داده بیرون گفتم شاید ثالث هم آباد شه.

میله بدون پرچم

[نیشخند] حق داری رفیق... البته اونا هم حق دارن!!! خلاصه این که اوضاعیه [نگران]