ایده شوپنهاور

یه کتابی دارم می خونم به نام در باب حکمت زندگی از کتابهای فرعی آرتور شوپنهاور. در مورد اخلاقه. هر چند که شوپنهاور معتقده سعادت در زندگی انسان غیر ممکنه ولی روش اخلاقی ای ارائه میده که شوربختی رو به حداقل برسونه.

کلاً حرفش اینه که مسائل مربوط به انسان سه دسته هستن: 1- چیزی که انسان هست مثل قوی، مهربان، عاقل، حواس پرت یا خنگ ، 2- چیزی که انسان دارد مثل پول و املاک، 3- و چیزی که دیگران در مورد انسان فکر می کنند یا (نمود انسان) مثل شهرت و آبرو

بین این سه دسته از امور تنها دسته ای که ارزش ذاتی داره دسته اوله یعنی چیزی که انسان هست، ارزش دارایی هم مسلماً از ارزش نمود بیشتره. چون مستقیماً می تونیم باهاش کاری بکنیم ولی نمی تونیم مستقیماً با شهرت یا دارایی کاری بکنیم.

بین چیزهایی که انسان هست بهترین کیفیت عاقل و اندیشمند بودنه (هاهاها!) مثلاً یه نقل قول از یه شاهزاده سوئدی میکنه که دکارت که ماهها در انزوا و تنهایی محض مشغول تاملات فلسفی بوده زندگی رشک برانگیزی داشته (بازم هاهاها!)

یه جایی هم میگه که ارزش دارایی برای کسیه که می خواد مشغول تفکر بشه بدون اینکه سرگرم کار و معضلات معاش بشه و الا واسه آدم بی عقل پول بیشترکسالت میاره چون همش میره قمار میکنه و ولخرجی و عیاشی که باعث میشه افسرده بشه.

اینجا لازمه من به عنوان یک بی عقل بی پول بگم که اگه پول داشتم عمراً لای شوپنهاور رو هم باز نمی کردم و با خیال راحت و مسرت خاطر به سرنوشت نیکلاس کیج در لیوینگ لاس وگاس دچار میشدم و آخرین جمله زندگیم هم به جای آی لاو یو این بود که":گور بابای دکارت" و هیچ هم احساس کسالت و بی حوصلگی نمی کردم.

در مورد نمود هم بیشتر بحثش متمرکزه به آبرو به عنوان یک قرارداد اجتماعی بین گروههای مختلف برای اینکه بتونن با هم تعامل داشته باشن. مثلاً میگه آبروی جن.سی در مورد زنا مفهومش اینه که ای مردها ما چون زورمون و عقلمون و بهره مندیمون از زندگی نسبت به شما کمه ما قول میدیم که فقط با تو که یک نر پر زور عاقل و پولدار هستی بخوابیم و در عوض تو هم همه چی به ما میدی... مثلاً زورتو در اختیار قرار میدی مبلا رو اینور و اونور کنی و با پولت برامون چیزای زرد و سفید براق میخری و با عقلت زندگیمونو سر و سامون میدی و از این برنامه ها خلاصه. اگه زنی خیانت کنه یعنی به این قرارداد نانوشته جمعی لطمه زده به همین خاطر مجازات میشه و حتی از بین جمع زنا طرد میشه.

ایجا لازمه به خانمایی که علاقه مند به آقایون ریقوی بی پول هستن یادآوری کنم که کلا سرشون رفته.

من با اون بخش اولیه ایده شوپنهاور که میگه سعادت غیرممکنه چندان مشکلی ندارم. موافقم. اما با بقیه اش که میگه اینقدر شلنگ تخته بندازیم و جفتک پرونی کنیم نمی تونم کنار بیام.

گور بابات شوپنهاور من با فورمول تو دست و پا نمی زنم.

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
نسیم

ممم بالاخره موافقی یا مخالف؟