جهان می شود تمام شود و برویم بخوابیم یا بمیریم

سیاستمدار: برایت هیچ ندارم/ جز این رثای کوتاه/ که پشتم تیر می کشد/ استخوانهای کردستان ضجه می زنند/ و نگاه هم نمی کنی/ جز در اتاق گریم در آینه/ پبش از کنفرانس خبری

مجاهد: برایت هیچ ندارم/ جز این تصویر/ که چشمم دریده است/ و زخم منتشر می شود در گلوی خاورمیانه/ و درنگ نمی کنی/ جز برای جا زدن خشابت/ که آن آرمانهای الهی/ سر نیزه ای است بر سر آن تفنگ روسی و امریکایی

اروپایی: برایت هیچ ندارم/ جز پَروزنی کودک صورت سوخته/ بر دوش بی تفاوتی توریستی ات/  که قامت جهان را می شکند/ و به خیابان نمی آیی/ جز برای اعتراض اروپایی/ به افزایش مالیات

سلبریتی: برایت هیچ ندارم/ جز چند پنج ساله مچاله/ در حاشیه روستایی بی نام/ که در تیتراژ فیلمهای هالیوودی ات نیز اثری ندارند/ و سرخی خاک بسترشان به براقی فرش قرمز طویل نیست/ و برق چشمانشان/ فلشهای عکاسان فوربس و ال را به یاد نمی آرد ...

 

---------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت 1: اصولن من هیچ وقت انسان را موجود والا و ملکوتی ای ندیده ام و هیچ رفتار بشری مرا متعجب نمی کند. اما گمان می کنم با این همه ناتو و اتحادیه عرب و کشورهای اسلامی و سیاستمداران کراواتی و ریشوی سکولار و مذهبی باید بشود جلوی کشتار کودکان را گرفت. آنها قواعد بازی ما را نمی دانند، قواعد بازی آنها مثل عکس بالایی است.

 پی نوشت 2: عکس بالا به خاطر یکی از دوستان اضافه شد، دوستی که دلش صلح می خواست دوستی که دلش شادی کودکان را می خواست و پیچیدن قهقهه خنده شان توی گوش دنیا را! دوستی که صورت سوخته کم ندیده است... اما دنیا جای زیادی برای صورت های شاد دارد! صورت های خندان.../ من اما از شما می خواهم عکس پایین را با دقت نگاه کنید و چهره های سوخته را به خاطر بسپارید تا اگر جایی لازم شد حرفی بزنیم یا فریادی یا نوشته ای یا رایی ... دریغ نکنیم.

پی نوشت 3: بخوانید از خیال خیس سالهای ....

/ 36 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میتوس

با این عکس اشک می ریزم...

برده ولی آزاد

تقدیم شما از هرآنچه خوبیست[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] بر حقیقت تلخ بخندید تا برای خنده مجبور به شنیدن دروغ شیرین نشوید. [گل]

وید

شاید بعضی اطلاعات رو باید با گذروندن ۱۴۰ واحد درد یاد گرفت. آخرش آدم میفهمه که عدالت، حکمت، و رحمت قرصهای آرامبخشی هستند که تا یه مدت میتونن ذهن رو بیحس کنن و تحمل زندگی رو آسونتر. بعد که بدن بهشون عادت میکنه و اثرشون رو از دست میدن مجبوری بشینی و مردونه با فاجعه روبرو بشی. اون موقعه که میتونی از این عکسها انسانیترین برداشتها رو داشته باشی

مایا

ای بابا... بنویس دیگر بی نام ، دلمان هوای پستهات را دارد...

یعقوب جان

بچه ها من رو معذب میکنن . معذب میکنن! مثل زن ها . و تفاوت شون اینه که زود تر عاشقشون میشم نسبت به زن ها .

درخت ابدی

دو دنیای کاملا بی‌ربط و ضد هم. با وجود این همه فجایع مستقیم و غیرمستقیم بشری، تعریف "انسان، حیوان ناطق" کاملا برازنده‌س. عکس پایین یه کابوس واقعیه. خاور میانه یکی از مزخرف‌ترین جاهای دنیا و مهد فکرهای بسته‌س. متنت خوب بود و دردناک.

الهام

هی رفرش می کنم شاید نوشته باشی در فاصلهی این رفرش تا رفرش بعدی

روزهـ سکوتـ

قرار بود شعری رو کامل کنم برای این اتفاق و عکس ها... که تو انصافن خوب از پسش برومدی. خانه ات آباد و کودکت سرخوش..

کسیکه هیچکس نبود

از خودم بدم میاد دلم میخواد برم توی خیابون فریاد بزنم.شعار بدم.هرچی کودکه توی آغوشم محافظت کنم.اما آغوشم جای همه رو نداره.کودکم هم طاقت دوری از من رو نداره که تا مدتها گم و گورم کنن و آیا باز بتونم ببینمش یا نه؟پس اینجوری میشه که حس مرگ بهم دست میده. به چشمان معصوم کودکم که نگاه میکنم دلم برای تمام کودکان بیگناه و معصوم عالم میگیره.تو بگو چه میتوان کرد؟

مريم

منم ازا ين همه تقدير درباره اين موجود.. متعجبم خدا چي ديده كه همون اولخلقت يه احسن الخالقين براي بشر بازكرده... انسان به نظرم موجوددي هولناكه كه به خوش هم رحم نميكنه