شعر اين بود

قبرستان <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اگر هي بكوبم پاهايم را،

جم نمي خورد

سياره سوم

با تمام          سرگردان

تو اگر مي توانستي مرا

چرا نبردي، آن طرف نگاهت

فردا هم كه مرده بوديم

روي ديوار

جوانان ناكام تكثير شده اند

از طرف خانواده هاي محترم

اصلاً، نمي خواهم مرده باشم،   روي ديوارها

و پشت شيشه مغازه ها و تاكسي

مي خواهم مرده بام،   در همين شعر

و زود،

لابلاي اين سطرها

دفنم كني،   خرما هم، حلوا هم

پيش از حضور خانواده هاي محترم،

با تشكر از

                                            مهر 81

 

 

به تمام آنها که اين را نخواندند و

نيلوفر لواسانی

     تا زمانی که مودمش کار نمی کند!

/ 1 نظر / 7 بازدید
دختری که سلام نمیکنه

نمیدانم روی کدام دیوار مرا تشییع کردند ...