در ابتدا کلمه بود ...

بعید می‌دانم که چیزی جز کلمه وجود داشته باشد یا حداقل اینکه چیزی جز کلمه قابل درک نیست. همه در کلمات، در زبان زندگی میکنند. منتهی اکثر مردم یادشان می‌رود و یا شاید تخیل قوی‌‌ای دارند که کلمات را به اشیاء تبدیل می‌کنند. واقعاً اینجوریه! وقتی فکر می‌کنی و دهانت بسته است باز هم کلمات هستند که در جایی رژه می‌روند. حتی صدای فکر کردن هم همان صدای سخن گفتن است، با این تفاوت که کسی آن را نمی‌شنود. فقط کافی است که سعی کنی چیزی را تصور کنی یا مساله‌ای را درک کنی بدون اینکه از کلمه استفاده کنی. غیرممکن است!

تنها زبان کلید ورود به خانه ادراک را دارد. به گمانم این زیباست. مثل این:

"دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود ..."

یا

"... همه چیز عالیه، فعلاً که اینطوره ..."

و این یکی

"کار پاکان را قیاس از خود مگیر    گرچه باشد در نبشتن شیر، شیر/

آن یکی شیری است، اندر بادیه    واین یکی شیری است اندر بادیه/

آن یکی شیری ‌است کآدم می‌خورد      واین یکی شیری است کآدم می‌خورد"  من که لذت می‌برم. تو رو نمی‌دونم.

 

/ 2 نظر / 10 بازدید
ملوس

سلام سال نو مبارک من هم با اس ام اس های سال نو آپم خوشحال میشم بیای

دت

دقیقا ... ولی دنیای بدون کلمه هم هست! مثل دنیا وقتی اکسیژن نبود! دنیای بدون کلمه رو بیشتر دوست دارم! توی دنیای کلمه ها همش باید بگی : نه! منورم این نیست!!!!