مهمانی

اف اف رو بر میدارم:

- بله؟

...

- بله؟ الو ....

- من سلام نمی کنم. من تهی ام.

- بیا بالا "دختری که سلام نمی کند". طبقه سه.

****

-          اف اف رو بر میدارم:

-          کتابخانه بابل؟

-           بله شما؟

-          تهرانم بی نام جان. پدرم درومد وا کن بیام بالا!

-          بین ونو. تغازیم اتاژ.

 

اف اف رو بر میدارم:

-          کتابخانه بابل؟

-          بله شما؟

-          سوده ام. با سم و خیره سریم.یه میم هم داریم که برا ماشین گندش جا پیدا نکرده. سایه رو هم آوردیم.

-          بیاین بالا ببینم ادامه مهره های شیشه ای رو چه کار کردی ... طبقه سوم.

****

اف اف رو بر می دارم:

-          کتابخانه بابل؟

-          بله. شما دیگه کی هستی؟ چرا نصفت نیست. چرا انقدر براقی؟

-          مرجانم.

-          آهان. من چقد خنگم. بیا بالا طبقه سوم.

****

اف اف رو بر میدارم:

-          بی نام تویی؟

-          آره تو باید هانیکو باشی.

-          از کجا فهمیدی؟

-          ازون شیری که ته کوچه وایساده. نمیشه بیاریش بالا. بچه ها می ترسن.

-          بی خطره به خدا. شراب سفیدم آورده با خودش. گناه داره.

-          باشه بیا بالا ولی صبر کن با بچه ها حرف بزنم قبلش سنگ کوب نکنن. طبقه سه.

****

اف اف رو بر میدارم:

- وا کن دااااش. حال و حوصله ندارم. از وسط جنگل اومدم.

- از اندرونی اومدی؟ لاک ناخنات قشنگه. گشت ارشاد بهت گیر نداد؟

- وا کن دیگه عوضی.

- بیا بالا. طبقه سه.

****

-           اف اف رو بر میدارم:

-          -آقای بی نام.

-          -لنگ درازشمایی؟

-           از کجا فهمیدی؟

-           اولاً که معروفی. بعدشم از درازات و پسوردی که گذاشتی رو دهنت. حالا اگه راست میگی اسم شب چیه؟

-           باشه برمیگردم.

 نه بابا بیا شوخی کردم. این همه راه با این بی پولی از نیویورک اومدی. بیا بالا.

****

اف اف رو بر میدارم:

اوه اوه اوه. بچه ها خرسه. فکر نمی کردم بیاد. با لیموزین اومده.

-          خرس جان بیا بالا. در و داف ردیفه. قول میدم بهت خوش بگذره. خیلی خوشحالم کردی.

****

اف اف رو بر میدارم:

-          به به به. پری خانوم. چه کفشای قشنگی!! چه خانوم ماهی!!

-          وا کن. لوس نکن خودتو.

-          باشه. طبقه سوم. افتخار دادین.

****

اف اف رو بر میدارم:

-          آقا زنگ بزن در خرابه هاشور جان.

-          از کجا فهمیدی هاشورم؟

-          ازین پیرهن خوشکل راه راه موربت و این سنبوسه که داری گاز میزنی! برا ما هم آوردی؟

-          آره. وا کن بیام.

-          طبقه 3. آسانسور خرابه.

*****************************************************

 

سم: میشه این آهنگ جلف ماه پیشانو رو قطع کنی یه آلترناتیو درست درمون بذاری. شاید این حالت تهوع من خوب شه.

من: تقصیر این پریه. تو هم زحمت بکش کنار پنجره سیگار دود کن. انقدم اخم نکن. ببین خرس و هاشور رفتن تو نخت. شاد باش.

سم: اینا هم یه پخین مثل میم. خرسم که تو نخ همه هست. بیشتر تو نخ مرجانه.

من: ما مردا همه مون یه پخی مثل میم هستیم. دلیل نمیشه که مورچه های منو لگد کنی. سایه حالش خوبه؟ تتوهاش اونقدم که میگفتی ضایع نیستن.

****

تهران: سوده بیا اینجا ببینم. (یه عکس آبستره)

سوده: ممنون از انتقادت.

تهران: هان؟ (یه پوستر غریب)

سوده: عکاسی هم میکنید؟ عکساتونو چرا نمی ذارین تو نشیمنگاه؟

تهران: هان؟ آره. هان؟ (یه پرتره قشنگ)

سوده: داری مورچه ها رو لگد میکنی.

****

هانیکو: آره خلاصه پیرزن بیچاره گناه داشت. کمکش کردم دیگه.

ضعیفه: ببین مطمئنی این جونور بی آزاره؟

هانیکو: آره بابا مسته مسته.

ضعیفه: من حوصلم سر رفته. بیا بریم تو اتاق.

هانیکو: بدم نمیاد یه سری به قفسه های کتابخونه بابل بزنم.

ضعیفه: تو چقد چشای ماهی داری دختر!

هانیکو: منظورت چیه؟

ضعیفه: پایه ای همین امشب بریم کوه یه چادر بزنیم شب بخوابیم؟

هانیکو: نمی دونم.

ضعیفه: خواستی شیررو هم می بریم.

هانیکو: ببین این مورچه ها رو انقد لگد میکنی بی نام ناراحت میشه.

ضعیفه: (...) = سانسور

****

هاشور: زندگی مشترک چطوره؟ خونه تون حاضر شد؟ کی میرین سر خونه زندگی خودتون؟

خیره سر: میم خوبه. ولی زندگی کلاً همون گندیه که هست دیگه.

هاشور: چی کارا میکنی؟ طرح میزنی؟

خیره سر: ای یه کارایی میکنم.

هاشور: میم کجاست یه گپی باهاش بزنم.

خیره سر: داره ماشینشو پارک میکنه. زیاد ازین جمعا خوشش نمیاد.

هاشور: چیزیم نیست که ابخواد خوشش بیاد.

خیره سر: یه مورچه داره میره تو یقت.

****

مرجان: آی عشق! آی عشق! چهره آبی ات پیدا نیست....(یه عکس نوستالژیک)

خرس: بسی رنج بردم در این سال سی.

مرجان: گاهی حضور کسی بر حجم تنهاییت می افزاید. (یه کمی رنگ و طرح مدرن رمانتیک)

خرس: عجم زنده کردم بدین پارسی.

مرجان: این نقاشی شاه پسندا رو دیوار کتابخانه بابل باید کار مسافری باشه که رفته کانادا.... آه!

خرس: من چند ماهی رو کشتی بودم. زندگی اونجا کم ترگند بود. نگاههای مردم سر و صدا نداشت. کلاً آدما کمتر بودن.

(من تو گوش خرس: ببین فک نم دوست پسر داره زیاد گیر نده بهش، برو ببین میتونی رو مخ سم کار کنی!؟ گروه خونیش بیشتر به تو می خوره)

****

پری: خب به من چه که بقیه املن کفشاشونو در آوردن.

دختری که سلام نمی کند: خوب این بی نام امل گفت در آرین کفشاتونو. لابد میخواد جورابای ملتو بچره.

پری: آره بابا کشت ما رو با این جورابای بوگندوش و مورچه هاش.

من: بچه ها معرفی میکنم: آرتور شوپنهاور.

آرتور شوپنهاور: بهتر است عادت کنیم که به نیروهای ذهنی خود کاملاً به منزله کارکردهای فیزیولوژیک بنگریم و مطابق این نگرش با آنها رفتار کنیم و به موقع آنها را به فعالیت وا داریم، یا به آنها استراحت بدهیم و غیره.

(ببین دختری که سلام نمیکند دوست داشتم برات دیالوگای شاعرانه بذارم ولی چون یه بار بهم گفتی جورابام بو میده باید تنبیه بشی، اما کلاً وبلاگتو خیلی دوست دارم).

****

لنگ دراز تنها نشسته و با لیوان نصفش بازی میکنه. نیویورک رو برای 19 سالگیش ساختن نه برای حالاش. منظرش غم انگیزه. حتی خرسم طرفش نمیره. شاید بد نباشه که مثل بچه آدم برگرده کنار بقیه بشینه تو ون گشت ارشاد تا باباش بیاد از وزرا درش بیاره ببرتش خونه. هان؟! چرا پس نمی یاد؟ 10000 دلار بیاره با خودش صبحش میتونه 206 صفر بخره و شاید تا غروب یه مزدا 3 هاچ بک دست دوم. بعد هی بره تو نیایش، چمران، همت غرب، فضل الله ...

****

پری کاتب و خرس و لنگ دراز برندن، دیزاینرن، خیلی خوبن، گوچی و ورساچه و آرمانی ان

هاشور بنتونه

ضعیفه دیزله

خیره سر و نگر و شهر لغزان اچ اند ام و زارا و تامی ان

زنی روشن و پیش خدمت شاه انگلیس و دختری که سلام نمی کند شاه پسند و اطلسی و بنفشه ان

نشیمنگاه آقاست.

 

من از فرودگاه امام بدم میاد و دوست دارم سرفه هام مثل جیمیل فیلتر بشه.

/ 21 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختری که سلام نمیکنه

من که قهر نبودم که ... بهونه نیار...تو حرف عاشقونه شاعرونه بلد نیستی اصلا ..همون دردی وری هاتو بگو ...[نیشخند] قبول ..آشتی!!

دختری که سلام نمیکنه

حالا مثلا من که بلدم چی شده؟ هیچی... هی "تهی" ِ عمیق تر میشم ...هی عمیق تر ... غصه نداره که ...

دختری که سلام نمیکنه

باید دست کسی را بگیری... آنوقت معجزه ی فیلتر شدن ِ سرف هایت را همه یپروازها میبینند ...

دختری که سلام نمیکنه

عالم وادم فهمیدن ما بی اصل و بی "برند" یه عمر زندگی کردیم ...

نشیمنگاه

آقا ترکوندی ...این پست ارزش صبر کردن و داشت!!!! انقدر سر حال اومدم که نگـــو عالی بود!!! جدی می گم عالیـ بود. ناراحتم نشدم... خیلی هم دلم بخواد[نیشخند]

سوده

چشم در اسرع وقت براتون می فرستم.... :)

رهگذر

کاش منم دعوت بودم!

مرجان

بابا جون تو نمی خوای بی خیال این شاعرانگی در من بشی؟! به جان خودم اینطوریام نیست که فکر می کنی! حالا دخترک بی سلام رو بگی یه چیزی... من دیگه نه!

هاشور

[زبان][نیشخند] خوشم میاد اولین بار تو عمرمه که دری وری نگفتم.. خیلی جالب بود کلی کیف کردیم فقط بی زحمت یه مهمونی دیگه ترتیب بده جواب حرف سم موند بیخ گلوم.. ضمنا اگه فردا پس فردا یه دو ساعت خونه تون خالیه امانت بیایم بچپیم توش

م

اینا کین! من کجام! چه خبره! [نگران][گریه][نیشخند]